کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲ | سطح تخصصی

خانه / کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲ | سطح تخصصی

کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲ | سطح تخصصی

کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲ | سطح تخصصی

کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲

تدریس قانونچه چغمینی توسط حکیم رضی

کتابشناسی و شناخت نویسنده این کتاب

معرفى اجمالى‏

« خلاصه القانون فى الطب( قانونچه)»، تألیف محمود بن محمد چغمینى، از نگاشته ‏هاى طبى قرن هفتم هجرى است. این کتاب، خلاصه‏ى تمام ابواب و سرفصل‏هاى مورد توجه در طب سنتى است که به زبان عربى به رشته تحریر درآمده است.

این کتاب، برخلاف آنچه از اسمش براى خواننده تداعى مى‏شود، تنها یک خلاصه ساده از کتاب« قانون» ابن سینا نیست، بلکه- چنان‏که مؤلف در مقدمه گفته است- گزیده‏اى است از مهم‏ترین موضوعات دانش طب که به یاد داشتن آنها بر هر پزشکى لازم است( خلاصه القانون فى الطب، ص ۱۲). مؤلف، موضوعات این کتاب را از کتب پیشینیان خود انتخاب کرده است و تعبدى بر مطالب و یا ترتیب مباحث کتاب« قانون» ندارد. شاید شهرت روزافزون کتاب« قانون»، چغمینى را بر آن داشته تا اسمى این چنین فریبنده براى کتاب خود برگزیند.

کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲

البته مصحح این اثر با این توجیه که متن کتاب، عربى است و نام انتخابى مؤلف، فارسى، عنوان قانونچه را به« خلاصه القانون فى الطب» تغییر داده است.

به‏هرحال این اثر پس از نگارش، مورد توجه بسیارى از حوزه‏هاى آموزشى پزشکى قرار گرفت؛ به‏گونه‏اى که به‏عنوان یک متن درسى درآمد. وجود نسخه‏هاى خطى متعدد از این اثر، انتشار و چاپ‏هاى متعدد آن در هند، پاکستان و ایران، ترجمه و تحشیه آن توسط اطباى نامدار، همه مؤید این مدعاست.

یکی از شروحی که تا کنون مانندش بیان نگردیده است

متن و ترجمه مبحث اخلاط در کتاب قانونچه فی الطب

الفصل الثّانى: في الأخلاط

فصل دوم: خلطها

الخِلطُ جِسمٌ رَطبٌ سَيّالٌ يَستَحيلُ اليه الغِذاءُ أوَّلًا. و أنواعُهُ أربَعَةٌ[۱]:

خلط جسمى است كه [بالفعل‏] تر و روان‏[۲] است و غذا[۳] ابتدا بدان تبديل مى‏شود. خلط بر چهار نوع است:

______________________________
(۱). الف: (اربعة) ساقطة.

(۲). گفتيم كه قيد رطب ناظر به شكل‏پذيرى جسم است. اما سيال آن است كه از شأن او بود انبساط اجزايش متسفلة بالطبع. توجه به اين نكته لازم است كه رطوبت در سيال بودن شرط نيست، زيرا ريگ را نيز سيال مى‏گويند با آنكه شديد اليبوسة است. همچنين، لازم نيست كه هر چه رطب بود سيال باشد، زيرا كه هوا با آن كه رطب است سيال نيست، زيرا كه اجزاي او بالطبع ميل به تسفُّل ندارند. حاصل آنكه آنچه بعضي گفته اند كه مراد از سيال بالغ في الرطوبه است و بر اين تقدير، لفظ رطب را كه در تعريف خلط واقع است زائد مى‏دانند باطل است. قيد رطب بالفعل نيز از آن رو آورده شده تا اين اشكال پيش نيايد كه صفرا و سودا يابس‏اند و آن‏ها را خلط نمى‏توان گفت، زيرا كه مراد از اين، يبوست بالقوه است و مراد از آن، رطوبت بالفعل است. (برگرفته از مفرح القلوب، مقاله اول)

(۳). غذا چيزي است كه از شأن اوست كه چون وارد معده شود و از وى منفعل گردد جزو بدن گردد و غذا را بر دو معني اطلاق مى‏كنند: يكي بر جسم رطب كه از صورت غذائيت كه عبارت است از” غذاي بالقوه” منخلع شود و لبس صورت عضويه نمايد و اين را” غذاي بالفعل” گويند. دوم بر جسمي كه او بالقوه قابليت اين داشته باشد كه به تغير كثير يا قليل به حسب تفاوت درجات متلبّس به صورت عضو شود. و اين غذاي بالقوه دو درجه دارد: يكي، آن كه قريب باشد كه بالفعل گردد و اين را” غذا بالقوة القريبه” گويند، همچون رطوبت اولى يعني اخلاط و بعض رطوبت ثانيه. دوم، آن كه بعيد بود و اين را” غذا بالقوة البعيده” نامند و مثال او نان است و گوشت و جز آن. و در قول” يستحيل اليه الغذاء” مراد از غذا همين قسم اخير است، و قُولُه” اولا” احتراز است از رطوبت ثانيه؛ زيرا كه او غير خلط است في الحقيقة و اطلاق خلط بر وى مجاز است. (برگرفته از مفرح القلوب، مقاله دوم)

متن و ترجمه كتاب قانونچه في الطب، متن، ص: ۱۸

– الدَّمُ، و هو حارٌّ رَطبٌ.

– و الصَّفراءُ، و هي حارَّةٌ يابِسَةٌ.

– و البَلغَمُ، و هو بارِدٌ رَطبٌ.

– و السَّوداءُ، و هي بارِدَةٌ يابِسَةٌ.

– دم، كه گرم و تر است.

– صفرا، كه گرم و خشك است.

– بلغم، كه سرد و تر است.

– و سودا، كه سرد و خشك است.

و كُلُّ واحِدٍ منها يَنقَسِمُ الى طَبِيعىٍّ و غَيرِ الطَّبيعىِّ.

هر يك از اين اخلاط، دو نوع طبيعى و ناطبيعى دارند:

أمّا الدَّمُ الطَّبيعىُ‏

خلط دم طبيعى‏

فهو أحمَرُ اللَّونِ لا نَتْنَ لَهُ حُلوٌ جِدّاً.

دم طبيعى سرخ‏رنگ و فاقد بوى بد است و شيرين‏ترين خلطهاست.

و أمّا غيرُ الطَّبيعىِ‏

خلط دم ناطبيعى‏

فهو الّذى يُخالِفُهُ.

ويژگيهاى دم ناطبيعي مخالف ويژگيهاى دم طبيعى است.

و أمّا الصَّفراءُ الطَّبيعيَّةُ

خلط صفراى طبيعى‏

و هي رَغوَةُ الدَّمِ الطَّبيعىِّ، و هو أحمَرُ ناصِعٌ خَفيفٌ حادُّ الطَّعمِ تَتَوَلَّدُ[۴] في الكَبِدِ.

صفراى طبيعى كه در كبد به وجود مى‏آيد، در حكم سرجوش‏[۵] دم طبيعى است. رنگش سرخِ روشن‏[۶]،

متن و ترجمه كتاب قانونچه في الطب، متن، ص: ۱۹

وزنش سبك، و طعمش تيز[۷] است.

و أمّا غَيرُ الطَّبيعيَّةِ

خلط صفراى ناطبيعى‏[۸]

فَأربَعَةُ أقسامٍ:

اين خلط بر چهار نوع است:

– أحَدُها: المِرَّةُ الصَّفراءُ، و هي الّتى يُخالِطُها رُطُوبَةٌ رَقيقَةٌ[۹].

– اول، صفراى مرّه‏[۱۰]: و آن صفرائى است كه اندكى رطوبت رقيق با آن آميخته باشد.

– الثَّانِي: المِرَّةُ المُحيَّةُ، و هي الّتى يُخَالِطُها رُطُوبَةٌ غَلِيظَةٌ.

دوم، صفراى محيه‏[۱۱]: و آن صفرايى است كه اندكى رطوبت غليظ با آن آميخته باشد.

______________________________
(۱). حاد در لغت عرب به معناي نافذ است. در نتيجه، عبارت طعم تيز موجود در ترجمه نبايد موهم تندي مزه صفرا باشد، زيرا عسل و فلفل در كتب طبي هر دو حاد الطعم معرفي شده‏اند، در حالي كه اولي شيرين و دومي تند است.

(۲). ظاهر امر اين است كه اطبا انواع خلط صفراى ناطبيعى را از روى رنگ، و انواع بلغم را از روى مزه تقسيم كرده‏اند.

(۳). الف: اضيفت (مائية). ب: و هى صفراء يخالطها رطوبة رقيقة.

(۴). صاحب مفرح القلوب دليل نامگذاري اين نوع صفرا به مره را چنين بيان داشته است: بدان كه مره در لغت به معني شدت است؛ چون صفرا قوي‏ترين اخلاط است، لهذا بر وى اطلاق مره كنند و كذلك بر سودا؛ اما تخصيص اين قسم صفرا به اين اسم در اصطلاح بنا بر آن است كه چون اقسام ديگر از صفرا به اسمي مختص اند به واسطه مشابهتي كه گفته آيد و اين قسم را مشابه نيست، پس اين صنف را به اسم عام مسمي كردند تا از اصناف آخر مميز باشد. و وجه ديگر آن كه اين صنف، نسبت به ديگر اصناف صفرا، كثير الوجود است. پس تسميه اين به مره صفرا، اشارت مى‏كند بر آن كه گويا صفرا محصور در همين است.

کلاس قانونچه فی الطب جلسه ۱۲

ورود به صفحه دوره شرح قانونچه چغمینی

خیانت های تاریخی به مبانی طب

کلاس قانونچه فی الطب جلسه 12

سه شنبه
10:00 - 13:00

شرح قانونچه فی الطب

مدرس
حکیم رضی
قیمت دوره
رایگان
دسته بندی ها